۹ اصل که باید هر معامله گر برای سودآوری رعایت کند

0
2636

بیشتر معامله گران تازه‌وارد شکست می‌خورند، بنابراین مهم است که اگر می خواهید موفق شوید هنگام شروع کار اعتماد به نفس بیش از حد نداشته باشید.

این برای شما چه معنی دارد؟

اگر کار خود را در فارکس تازه شروع می کنید، یا اگر در تبدیل شدن به یک معامله ­گر سودآور مشکل دارید، ادامه مطلب را بخوانید. در ادامه، مربی و معامله ­گر موفق فارکس ، ازکیل چو از مربی آسیایی فارکس، ۹ نکته کلیدی در مورد چگونگی کسب سود در معاملات فارکس، براساس مسیر پیموده شده توسط خود ایشان، از شکست به موفقیت را به شما ارائه می دهد.

وقتی برای آزمایش این نکات آماده افتتاح حساب آزمایشی شدید، لیست بهترین کارگزاران حساب آزمایشی فارکس را بررسی کنید.

وقتی برای سودآوری آماده شدید، قبل از شروع، لیست کارگزاران برتر فارکس را بررسی کنید.

نحوه خواندن نمودار قیمت را بیاموزید

هنگامی که بیشتر مردم، معامله گری در فارکس را شروع می کنند، به جستجوی یک استراتژی معاملاتی سودآور در  فارکس می­پردازند. آنها ممکن است برخی از استراتژی­ها را از یوتیوب، انجمن­ها، آکادمی فارکس، کتاب­ها یا هرجای دیگر انتخاب کنند. با این حال استفاده از این استراتژی‌­ها به طرز عجیبی، در بازارهای زنده (لایو) فارکس با پول واقعی، باعث سودآوری آنها نمی‌شود بلکه به ضرر ختم می شود. بنابراین، دقیقاً چه مشکلی در اینجا رخ می دهد؟ چرا استراتژی­‌ای که برای معامله‌­گران دیگر جواب داد، برای آنها جواب نداد؟

پاسخ این سوال این واقعیت است که اگر کورکورانه به یک استراتژی معاملاتی ساده که آموخته‌­اید اعتماد کنید و هر بار که شاهد وقوع آن هستید، از آن استفاده کنید، این احتمال وجود دارد که در نهایت بیش از برد، ضرر کنید. اگر موفقیت به این راحتی بود، همه ثروتمند می شدند. هر کسی می تواند یک استراتژی تقاطع قیمت با میانگین متحرک یا یک استراتژی سقف دوقلو را بیاموزد. با این وجود اگر هر بار که یک سقف دوقلو را مشاهده می کنید وارد یک معامله شوید، من مطمئن هستم که در مجموع بیش از سودی را که به دست آورده‌­اید، از دست خواهید داد.

بنابراین جواب چیست؟
خواندن نمودار را بیاموزید
!

این اولین کاری است که شما باید به عنوان یک معامله گر جدید انجام دهید. وقتی یاد بگیرید چگونه یک نمودار قیمت را بخوانید، خواهید فهمید که چرا قیمت در حال بالا رفتن، پایین آمدن یا رنج زدن است. همچنین، جایی که قیمت به احتمال زیاد تغییر مسیر می­دهد را نیز تشخیص می­‌دهید.

به عنوان مثال، وقتی یک سقف دوقلو (سیگنال فروش) را مشاهده می کنید در حالت عادی آماده فروش می­شوید، اما اگر قادر باشید نمودار را بخوانید، می توانید بگویید که قیمت در واقع در حال تلاش برای صعود به سمت بالا و شکستن مقاومت است. بنابراین، به جای فروش، باید به دنبال فرصت های خرید باشید.

با یادگیری چگونگی خواندن نمودار، می توانید ضررهای خود را به نصف کاهش دهید، زیرا دفعه بعدی اگر الگویی را مشاهده می‌کنید که به شما می‌گوید فروش انجام دهید ولی از طریق خواندن نمودار، احساس می‌کنید بازار در حال بالا رفتن است، می توانید تنها با صرف­نظر کردن از معامله فروش از این ضرر جلوگیری کنید.  حتی با کمی پیشرفت، می توانید به جای آن از استراتژی مناسب خرید استفاده کنید.

از ریسک مناسب برای هر معامله خود استفاده کنید

یکی از دلایلی که باعث می شود افراد هنگام شروع معاملات، حساب خود را نابود کنند، استفاده از درصد ریسک اشتباه در هر معامله است.

از همان ابتدا، باید تصمیم بگیرید که در هر معامله چه درصدی از حساب خود را باید در معرض ریسک قرار دهید.

به عنوان مثال، فرض کنید که شما یک حساب ۱۰۰۰ دلاری دارید و می خواهید ۱۰۰٪ در هر معامله ریسک کنید. معنای این امر این است که (به زبان ساده) اگر معامله‌ای که شما وارد آن می­شوید به اندازه پولی که ریسک کرده­اید سودآوری داشته باشد، ۱۰۰٪ سود کسب خواهید کرد و سرمایه ۱۰۰۰ دلاری شما ۲۰۰۰ دلار می­شود. طبیعتا، اگر اولین معامله را از دست بدهید، تمام سرمایه شما از بین می‌رود.

همانطور که می‌بینید ،ریسک ۱۰۰٪ در معامله ‌گری شبیه قمار است. این قطعاً راه درست پیش رو نیست. منطق پشت درصد ریسک این است که اگر این درصدخیلی بزرگ باشد، خیلی خطرناک است. با این وجود اگر این درصد خیلی کوچک باشد، ممکن است بخواهید برای جبران بازدهِ ناچیزِ کلی، بیش از حد معامله کنید. که این موضوع می تواند برای معامله­ گری شما مضر باشد.

راهکار این است که روی درصدی از سرمایه ریسک کنید که به اندازه کافی کم باشد تا از معامله ترس نداشته باشید، اما در عین حال به اندازه کافی زیاد باشد تا به عنوان سود برای شما معنی­‌دار باشد. قانون کتاب­‌های آموزشی می گوید این درصد در هر معامله باید بین ۱٪ تا ۳٪ باشد، ولی البته که معامله ‌گری در زندگی واقعی به هیچ عنوان شبیه کتاب‌های آموزشی نیست.

اگر سرمایه شما ۱۰۰۰ دلار است و در هر معامله ۱٪ ریسک می­‌کنید، این بدان معناست که اگر یک معامله بازنده داشته باشید، ۱۰ دلار ضرر خواهید کرد. این درست است، اما اگر برنده شوید، ۱۰ دلار برنده می‌شوید. این محاسبات با این فرض می­باشند که نسبت ریسک به ریوارد ۱: ۱ باشد. حال اگر یک هدف روزانه دارید، مثلاً ۱۰۰ دلار سود در روز ، پس باید ۱۰ معامله برنده انجام دهید تا این ۱۰۰ دلار را بدست آورید. به احتمال زیاد، به دلیل اینکه شما خود را مجبور به معاملات بیشتر می کنید، در نهایت به معاملاتی وارد می­شوید که نباید انجام می­‌دادید.

بنابراین، قانون اصلی این است که سرمایه خود، اینکه در هر معامله چه چیزی برنده خواهید شد و چه چیزی را از دست خواهید داد را در نظر بگیرید. با در نظر گرفتن درصد ریسک­‌های مختلف در معاملات به آنچه از نظر احساسی برای شما منطقی­تر است و نه خیلی کم است و نه خیلی زیاد، بسنده کنید.

یک نسبت ریسک به ریوارد خوب اعمال کنید

چرا برخی از معامله گران با اینکه تعداد معاملات موفق بیشتری نسبت به معاملات بازنده دارند اما در مجموع ضررشان بیشتر از سودشان است؟ جواب این سوال می تواند در سودهای کوچک اما ضررهای بزرگتر خلاصه شود. این منطقی نیست، درست است؟ اما اغلب مواقع این حقیقتی است که اگر به تاریخ معاملات بسیاری از معامله گران زیان­ده نگاه کنید، خواهید دید. (به مطلب “تفاوت واقعی معامله ‌گران موفق و ناموفق در چیست؟” رجوع کنید.)

این دقیقا جایی است که اهمیت نسبت صحیح ریسک به ریوارد پررنگ می­شود.

نسبت ریسک به ریوارد چیست؟ خوب ، اگر نسبت ریسک به ریوارد شما ۱: ۱ است، به این معنی است که تعداد پیپ هایی که از قیمت ورود تا حد ضرر شما وجود دارد برابر است با تعداد پیپ هایی که از قیمت ورود تا هدف سود شما وجود دارد. (فاصله نقطه ورود با حد ضرر مساوی فاصله آن با حد شناسایی سود است)

اگر شما نرخ برد win rate) 50٪) دارید و  همین­طور اگر نسبت ریسک به ریوارد شما ۱: ۱ باشد، به طور کلی، شما یک معامله گر سربه­سر هستید. (نرخ برد یعنی چند درصد معاملاتتان با سود بسته می‌شود.)

با این حال، اگر نرخ برد شما همان ۵۰٪ باشد و نسبت ریسک به ریوارد شما ۱ : ۲  است، حتی اگر نصف معاملاتتان با شکست همراه باشد و نصف را برنده شوید، شما یک معامله گر برنده هستید.

دلیل این موضوع این هست که:

اگر شما ۱۰۰۰ دلار سرمایه دارید و درصد ریسک شما در هر معامله ۲٪ است، در معاملات بعدی خود ۲۰ دلار ریسک خواهید داشت. بنابراین، اگر نسبت ریسک به ریوارد ۱: ۲ داشته باشید، در هنگام ضرر، ۲۰ دلار ضرر می‌­کنید، اما وقتی برنده شوید، ۴۰ دلار برنده می شوید. نمودار اول را در زیر ببینید که ریسک ۳۰ پیپ و پاداش ۶۰ پیپ برای یک معامله نشان می­دهد.

 

تصویر 1

 

همین­طور نمودار زیر ریسک ۱۵ پیپ و پاداش ۷۵ پیپ برای یک معامله نشان می‌­دهد(ریسک به ریوارد ۱: ۵).

 

تصویر 2

 

با نرخ برد ۵۰٪ ، از ۲۰ معامله، به طور متوسط ​​۱۰ معامله را با ضرر خارج  می­شوید. از دست دادن ۲۰ دلار ضرب در ۱۰ معامله برابر با ۲۰۰ دلار است. با این حال، شما ۱۰ معامله با ۴۰ دلار برنده می­شوید، به این معنی که ۴۰۰ دلار درآمد دارید. بنابراین حتی اگر ۱۰  معامله را برنده شوید و ۱۰ معامله را از شکست بخورید، باز هم ۲۰۰ دلار سود خالص کسب کرده‌اید.

دفعه دیگر که معامله می­‌کنید، از خود بپرسید که نسبت ریسک به ریوارد این معامله چند است؟

از استراتژی معاملاتی اثبات شده استفاده کنید

اگر می‌پرسید چگونه در معاملات فارکس سود کسب کنید، بدانید که هیچ چیز دیگری مهمتر از استفاده از یک استراتژی معامله اثبات شده نیست.

استراتژی اثبات شده چیست؟ در واقع  استراتژی‌ای اثبات شده است که نه تنها در اسلایدها یا تصاویر منبعی که شما از آن یاد گرفته اید، کار می کند، بلکه این استراتژی ثابت شده است که سال به سال در گذشته نیز عملکرد قابل قبولی داشته است.

سالهایی وجود خواهد داشت که استراتژی شما را به سود بیشتری می رساند و سالهایی که در آن شما کمتر سود می­‌کنید. این در بازار فارکس طبیعی است. اما چیزی که مهم است این می­باشد که استراتژی باید به طور پایدار سودآور باشد.

شما نمی توانید استراتژی‌ای داشته باشید که در یک سال برای شما سودآور باشد ولی در سال دیگر با آن ضرر کنید. شما نمی‌توانید به چنین استراتژی‌ای اعتماد کنید زیرا هرگز نمی‌دانید امسال قرار است سود کنید یا خیر.

چرا داشتن یک استراتژی معاملاتی اثبات شده مهم است؟

زیرا هفته هایی خواهد بود که خود را بازنده خواهید دید. با این وجود اگر بدانید که استراتژی شما در پایان هر سال سودآور است، می توانید شهامت مقاومت و استقامت را داشته باشید و از بین باخت­های خود مسیر را پیدا کرده و راه را ادامه دهید.

اگر این موضوع را درک نکنید، در این صورت شروع به شک و تردید در خود خواهید کرد، به استراتژی شک خواهید کرد و ممکن است در نهایت تسلیم شوید. اما متوجه می شوید که اگر تا پایان سال برنامه معاملاتی خود را دنبال می‌کردید، در نهایت سودآوری داشتید.

بک­‌تست، بک‌­تست، بک­‌تست

چگونه می‌فهمید استراتژی معاملاتی که استفاده می کنید یک استراتژی اثبات شده است؟

شما از آن استراتژی بک­ تست می­‌گیرید.

اگر با پلتفرم معاملاتی متاتریدر ۴ معامله می‌کنید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که به عقب برگردید و به مکانی که می‌خواهید بک­تست را شروع کنید بروید.

سپس “F12” را روی صفحه کلید خود فشار دهید. این کار به شما این امکان را می دهد هر بار که دکمه F12 را فشار می‌دهید کندل‌ها یک به یک(در نمودار شمعی) جلو بروند.

همانطور که در حال پیمایش هستید، هر بار که موقعیت ورود را بر اساس استراتژی مورد آزمایش مشاهده می­‌کنید، برد و باخت معامله خود را ثبت کنید.

اگر هنگام بک­تست در یک سال سودآور بودید، سال دوم را دوباره آزمایش کنید، سپس سال سوم را امتحان کنید.

اگر در سه سال گذشته سودآور باشید، می­توان گفت که یک استراتژی سود­ده برای خود دارید.

هنگامی که بک‌تست می‌گیرید، خودتان خواهید دید که حد ضرر خوردن و با شکست مواجه شدن بعضی از معاملات اجتناب­‌ناپذیر است. درس اصلی این است که وحشت نکنید و نگذارید رخ دادن این اتفاق بر روی قضاوت شما تأثیر بگذارد.

زمان ورود به معاملات را به دقت انتخاب کنید

ممکن است گروهی متشکل از پنج معامله گر وجود داشته باشد که موقعیت ورود مشابهی را مشاهده می‌کنند، شاید به دلیل اینکه استراتژی معاملاتی خود را از یک مربی مشترک یاد گرفته اند. با این حال ، از بین ۵ معامله­ گر که وارد معامله شده اند، شاید فقط دو نفر از آن­ها در معامله خود سود کسب کرده اند، در حالی که سه نفر دیگر ضرر کرده اند.

چرا؟
زمان ورود

معامله ‌گر A ممکن است دیرتر از معامله­ گر B در همان موقعیت وارد شود. از آنجا که معامله گر A بعدا وارد شده است، بازار کمی عقب نشینی می کند تا حد ضرر معامله گر A را بزند و بعدا در مسیر مورد نظر قرار بگیرد و یک معامله برنده ایجاد کند.

شکل زیر این موضوع را نشان می­‌دهد.

 

تصویر 3

 

تصویر 4

 

این موضوع بیانگر آن است که حتی اگر موقعیت‌­های ورود یکسان باشد، زمان ورود مهم است. اگر فرصت را برای ورود در کندل قبلی از دست داده اید و معامله پیش رفته است، پس دیگر از آن معامله صرف نظر کنید و آن را تعقیب نکنید.

زمان ورود نه تنها در مکان قرارگیری حد ضرر تاثیرگذار است  بلکه در میزان ریسک به ریوارد شما و میزان نزدیک بودن هدف سودتان (تارگت) به قیمت ورود شما نیز حائز اهمیت است.

از یک سیستم معاملاتی کامل استفاده کنید

وقتی دیگران می گویند که شما نیازمند داشتن سیستم معاملاتی هستید، این به چه معناست؟

یک سیستم معاملاتی مناسب فقط داشتن یک استراتژی خوب نیست. این موضوع بیشتر مربوط به برنامه کلی است و فقط در معامله­‌ای خاص خلاصه نمی­شود.

این موضوع در مورد بررسی نسبت کلی ریسک به ریوارد تمام معاملات انجام شده شما است. همین طور این موضوع درمورد بررسی درصد ریسک و نرخ برد شما است.

تمام این عوامل به معنای تبدیل شدن شما به یک معامله ‌گر برنده یا معامله ‌گر بازنده خواهند بود.

یک معامله ‌گر حرفه ای فارکس می­داند که این بازی چیزی بیش­تر از داشتن یک استراتژی خوب است.

احساسات خود را تحت کنترل داشته باشید

عدم کنترل احساسات، قاتل شماره یک در معامله­‌گری است. در پوکر اصطلاحی به نام “تیلت” وجود دارد. “تیلت” زمانی است که یک بازیکن پوکر احساسات خود را نمی­تواند کنترل کند و به هم می­ریزد و در تلاش برای بازپس­گیری پول خود، خیلی متفاوت (خیلی تهاجمی) شروع به بازی می‌کند.

همین امر در مورد معامله­‌گری نیز وجود دارد، شما در هنگام ضرر و زیان نمی‌خواهید “tilt” داشته باشید. ضررها اتفاق می افتد و همیشه تا حدی اتفاق خواهد افتاد. این موضوع بخشی از معاملات است.

موارد زیادی وجود دارند که افراد در نتیجه از دست دادن بخشی از سرمایه خود شروع به انتقام گرفتن از بازار کرده­اند. آنها حجم معاملات بعدی را افزایش می دهند تا تلاش كنند كه زیان قبلی را جبران كنند (این در واقع بخشی از استراتژی مدیریت سرمایه “مارتینگل” است). معمولاً قبل از اینکه خودشان اطلاع داشته باشند، معامله ­گر انتقام گیرنده تمام حساب معاملاتی خود را نابود کرده است.

این پدیده موضوع شناخته شده­ای در روانشناسی معامله­‌گری است.

به یاد داشته باشید که با هر معامله­ای به عنوان یک وضعیت جدید رفتار کنید. نباید هیچ بار احساسی از یک معامله به معامله دیگر حمل شود.

اگر در معاملات گذشته ضرر کرده باشید ، ممکن است چنان بی روح شوید که حتی وقتی موقعیت خوبی می­‌بینید، اجازه دهید ضرر قبلی شما را تحت تأثیر قرار داده و اعتماد به نفس کافی برای گرفتن آن نداشته باشید. ممکن است این در حالی باشد که هیچ دلیل خوبی برای آن نداشته باشید.

مشابه همین موضوع اعتماد به نفس بیش از حد است که ممکن است به دلیل این باشد که در آخرین معامله خود پیروز شده‌اید. یا شاید سه برد پشت سر هم داشته اید و احساس می کنید توقف‌­ناپذیر هستید. وقتی این اتفاق می افتد و احساس می کنید که در دور پیروزی هستید، می خواهید در موقعیت­‌های کاملا معمولی ورود کنید، حتی اگر واقعاً بخشی از استراتژی یا سیستم شما نباشد. اما از آنجا که احساس می کنید شکست‌ناپذیر هستید، معامله‌هایی را شروع می کنید که به طور معمول حتی نگاهشان هم نمی‌­کنید.

احساسات خود را همیشه تحت کنترل داشته باشید. هر وقت احساس کردید بیش از حد اعتماد به نفس دارید، بیش از حد هیجان زده­اید یا روحیه­تان خوب نیست یا تمایل به انتقام از بازار و پرخاشگری دارید، متوقف شوید. کمی استراحت کنید تا احساس کنید که خونسردی خود را به دست آورده‌­اید.

سودهای بزرگ کسب کنید و ضررهای کوچک داشته باشید

این موضوع باید ورد زبان شما در معاملات باشد: سود بزرگ، ضرر کوچک.

نگاهی به تاریخ معاملات خود بیندازید. آیا میانگین برد شما از میانگین باختتان ​​بیشتر است یا برعکس است؟

به این روش فکر کنید: اگر بیشتر اوقات با نسبت ریسک به ریوارد ۲ : ۱  برنده شوید، برای پوشاندن یک باخت به دو برد نیاز خواهید داشت. شما به سه برد نیاز خواهید داشت تا فقط سودآور باشید.

این معقول است؟

اگر سوابق معاملاتی شما منطقی نیست، وقت آن است که نگاهی تازه به استراتژی معاملات خود، نسبت ریسک به ریوارد، نرخ برنده شدن و غیره بیندازید و سپس یک برنامه جامع برای سودآوریتان ایجاد کنید. پس از آن مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد.

پیشنهادات نهایی

معامله­‌گری مانند یک تجارت است. ممکن است فکر کنید داشتن یک محصول یا خدمات خوب کافی است. اما بعدا متوجه می شوید که باید محصول خود را شناخته شده و در دسترس قرار دهید. به علاوه انواع دیگر فاکتورهای مهم را رعایت کنید.

به همین دلیل است که تمامی مشاغل مناسب، مدیر عامل و تیم زیر­مجموعه خود را دارند. فروشندگان، تیم بازاریابی، منابع انسانی، تدارکات ، حسابداری و … جزوی از این زیرمجموعه‌­ها هستند. مدیرعامل به تصویر کلی نگاه می کند و شرکت را در مسیر درست هدایت می کند.

برای معامله‌­گری نیز همین است. شما نمی توانید فقط به داشتن یک استراتژی خوب، یا بهترین ریسک در هر معامله اکتفا کنید.

شما باید مانند یک مدیرعامل رفتار کنید و تمام جنبه های معاملات خود را بررسی کنید و مطمئن شوید که هر یک از فاکتورها به طور کلی با سیستم معاملاتیتان هماهنگ هستند. هر زمان احساس کردید که احساسات شما تحت کنترل نیستند، پس متوقف شوید. هر زمان که احساس کردید تمایل به انجام یک معامله غیربهینه را دارید، فقط بخاطر اینکه می خواهید بدون انضباط و خارج از برنامه معاملاتی خود معامله کنید، توقف کنید. هر وقت احساس کردید می خواهید سود خود را خیلی زود برای یک برد کوچک بگیرید، متوقف شوید.

وقتی بازی معامله ‌گری را درک کردید، می دانید چه موقع باید وارد معامله شوید، چه موقع باید از آن خارج شوید و چه موقع باید از میز کاری خود دور شوید.

منبع: dailyforex

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید