باند بولینگر چیست؟

0
282

باند بولینگرباند بولینگر (Bollinger Band)، ابزاری برای تحلیل تکنیکال است که از دو انحراف معیار (Standard Deviation) مثبت و منفی در بالا و پایین یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average) تشکیل شده است. معامله‌گران می‌توانند متناسب با استراتژی خود، تنظیمات را تغییر دهند.

باند بولینگر توسط معامله‌گر مشهور تکنیکال، جان بولینگر طراحی شد و به نام او ثبت شده است. این اندیکاتور به سرمایه‌گذاران برای شناسایی صحیح نقاط اشباع فروش (Oversold) و اشباع خرید (Overbought) یک دارایی کمک زیادی می‌کند.

نحوه محاسبه باندهای بولینگر

اولین قدم برای محاسبه باندهای بولینگر، محاسبه میانگین متحرک ساده برای قیمت سهام مدنظر است. معمولا از یک میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه استفاده می‌شود. میانگین متحرک ۲۰ روزه از میانگین قیمت بسته شدن آخرین داده تا ۲۰ روز قبل از آن محاسبه می‌شود. برای روز بیست و یکم، داده روز اول حذف و روز بیست و یکم اضافه شده و دوباره میانگین گرفته می‌شود و  این روال همینطور تا آخر ادامه می‌یابد. سپس انحراف معیار قیمت سهام بدست خواهد آمد. انحراف معیار یک سری محاسبات ریاضیاتی از واریانس میانگین است که در آمار، اقتصاد، حسابداری و امور مالی کاربرد دارد.

برای یک مجموعه داده مشخص، انحراف معیار استاندارد، میزان پخش‌شدگی اعداد را از یک مقدار متوسط اندازه‌گیری می‌کند. انحراف معیار از جذر واریانس محاسبه می‌شود. واریانس نیز از متوسط مجذور اختلافات داده‌ها از میانگین محاسبه میشود. (به عبارت ساده‌تر ابتدا داده‌ها را از میانگین داده‌ها کم کرده، سپس اعداد به دست آمده را به توان ۲ می‌رسانیم و در نهایت از اعداد بدست آمده میانگین می‌گیریم). سپس انحراف معیار را در ۲ ضرب کرده و هر دو مقدار بدست آمده را با اعداد SMA جمع و تفریق می‌کنیم. از جمع اعداد به دست آمده باند بالایی و از تقریق آن‌ها باند پایینی به دست می‌آید.

فرمول باندهای بولینگر به شرح زیر است:

BOLU=MA(TP,n)+M*σ[TP, n]

BOLD=MA(TP,n)-M*σ[TP, n]

که در آن
نقطه پیوت TP=(قیمت بالا+قیمت پایین+قیمت بسته شدن)/۳
BOLU= باند بالایی بولینگر
BOLD= باند پایینی بولینگر

MA= میانگین متحرک

n= تعداد روزها (معمولا ۲۰ روز)

m= تعداد انحراف معیار (معمولا ۲)

σ[TP, n]= انحراف معیار نسبت به n دوره گذشته از نقطه پیوت

باندهای بولینگر به ما چه می‌گویند؟

باندهای بولینگر یک اندیکاتور بسیار محبوب است. بسیاری از معامله‌گران معتقدند هرچه قیمت‌ها به باند بالایی نزدیک می‌شوند، به شرایط اشباع خرید نزدیک‌تر می‌شویم و بر عکس هرچه قیمت‌ها به باند پایینی نزدیک می‌شوند، به شرایط اشباع فروش نزدیک‌تر می‌شویم. جان بولینگر مجموعه‌ای از ۲۲ قانون دارد که باید هنگام استفاده از باندهای بولینگر از آنها پیروی کنیم.

در نمودار زیر، باندهای بولینگر با میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه را می‌بینید. از آنجایی که انحراف معیار، نوسانات را اندازه‌گیری می‌کند، هنگامی که بازارها بی‌ثبات می‌شوند، باندها گسترش یافته و در دوره‌های کم نوسان‌تر نوارها منقبض می‌شوند.

باندهای بولینگر

فشردگی باندهای بولینگر

فشردگی (Sqeeze) باند‌های بولینگر، مفهوم اصلی باندهای بولینگر است. به نزدیک شدن باندها به یکدیگر و جمع شدن آنها حول میانگین متحرک، فشردگی گفته می‌شود. فشردگی باندها، به معنی دوره‌ای از معاملات با نوسان کم است که معامله‌گران آن را نشانه‌ای بالقوه از آینده‌ای با نوسان بالا می‌دانند که می‌تواند فرصت‌های معاملاتی خوبی برای آن‌ها فراهم ‌کند. از سوی دیگر، هر چه باندها از هم دورتر شوند، احتمالا از شدت نوسانات کم شده و احتمال خروج معامله‌گر از معامله بیشتر می‌شود. با این حال، این شرایط سیگنال‌های معاملاتی نیستند. این باندها مشخص نمی‌کنند که زمان این تغییرات چه وقت فرا می‌رسد و قیمت ممکن است به چه سمتی حرکت کند.

شکست باندهای بولینگر

تقریبا ۹۰٪ نوسانات قیمت بین دو باند اتفاق می‌افتد. هر نوع شکست (Breakout) در بالا یا پایین باندها نشانه‌ای از یک رویداد مهم است. اما باید توجه کرد که شکست‌ها سیگنال‌های معاملاتی نیستند. اکثر معامله‌گران این اشتباه را مرتکب می‌شوند و تصور می‌کنند که برخورد یا فراتر رفتن قیمت از یک باند، سیگنالی برای خرید و فروش است درحالی که این بریک‌اوت‌ها هیچ سرنخی از جهت و میزان حرکت قیمت در آینده به ما نمی‌دهند.

محدودیت‌های باندهای بولینگر

اندیکاتور باندهای بولینگر یک سیستم معاملاتی مستقل نیست. این باندها تنها یک اندیکاتور هستند که به معامله‌گران اطلاعاتی در مورد نوسانات قیمت می‌دهند. جان بولینگر پیشنهاد می‌کند از باندهای بولینگر در کنار دو یا سه اندیکاتور غیر همبسته (یعنی نحوه محاسبات انها با محاسبات باندهای بولینگر یکسان نباشد) استفاده شود تا سیگنال‌های صریح‌تری دریافت شود. وی معتقد است که استفاده از اندیکاتوهای مبتنی بر انواع مختلف داده‌های بسیار مهم است. برخی از اندیکاتورهای تکنیکال مورد علاقه وی شاخص قدرت نسبی (RSI)، میانگین متحرک همگرایی/واگرایی (MACD) و اندیکاتور حجم تعادلی (On-Balance Volume) هستند.

از انجایی که باندهای بولینگر از میانگین متحرک ساده استفاده می‌کند، وزنی که به داده‌های قدیمی می‌دهد به همان اندازه داده‌های جدید است همچنین استفاده از میانگین متحرک ۲۰ روزه و ۲ انحراف معیار استاندارد ممکن است برای هر شرایطی مفید نباشد. معامله‌گران باید با دانستن فرضیه‌های موجود در این اندیکاتور آن را با استراتژی معاملاتی خود تنظیم کنند.

منبع: Investopedia

جهت پیگیری اخبار و تحلیل های فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرامی UtoFX بپیوندید.

بیشتر بخوانید:

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید